عکس نوشته
  • تاریخ انتشار: ۱۴۰۳/۱۰/۰۶
  • تعداد بازدید: ۴۹۱

عکس نوشته

#عکس_نوشت

تصور کن این کودک زیبا منم در شب یلدا، در آغوش خانواده ، در حال لذت بردن از گرمای محبت و جمع صمیمی. چشمانم با دیدن سفره ی رنگارنگ یلدا و شنیدن داستان های قدیمی از لب های پدربزرگ و مادربزرگ، برق می زند. هندوانه های خوش رنگ، دانه های یاقوتی انار، و خنده های بی پایان، همه و همه شب یلدا را به خاطره ای جادویی برای من تبدیل می کنند.

#لیلا_طاهری نژاد

agent نویسنده: لیلا طاهری نژاد

می پسندم (۶) نمی پسندم (۰)
جستجو نوشته ها
سایر نوشته های نویسنده

شازده کوچولو
شازده کوچولو
‍ #معرفی_کتاب #کتاب_بخوانیم #شازده_کوچولو #آنتوان_سنت_اگزوپری #مترجم_مجید_مردانی   داستان شازده کوچولو شرح حال مسافری کوچک به نام شازده کوچولو و رخدادهای زندگی...

شعر
شعر
#شعر_بخوانیم  چشم‌هایم  چون دو اقیانوس بی‌کران   در انتظار باران نگاه تو تشنه مانده‌ است لیلا_طاهری‌نژاد ...

دلنوشته رهایی
دلنوشته رهایی
در روزی ابری و دلگیر، نشسته بودم و به همه چیز فکر می‌کردم. ساعت‌ها تلاش...

شعر در آتش یاد
شعر در آتش یاد
حیرانم، همچو دیوانگان،   سرافکنده در سایه‌های کردار خویش،   ویرانه‌ای از طوفان خاطرات،   می‌سرایم؛   نقش عشق،   آتشی سوزان در خیالم،   شعله‌ور. خاموش‌تر از...

ارسال نظر برای «عکس نوشته»
نمایش فرم

نظرات کاربران (0)
    نتیجه‌ای یافت نشد.

برو بالا